دوشنبه 1 خرداد 1391 -- Mon - May 21, 2012

یادداشت

 
تحلیل امام(ره) و رهبری بر مبنای واحدی استوار است
دكتر زهرا مصطفوی، فرزند امام خمینی رحمه‌الله
 
 
احتياط به مارپيچ نزديك مي شويد !
نوشته حسین شریعتمداری
 
واقع‌بيني در نگاه به مذاكرات بغداد
نوشته محمدکاظم انبارلویی
 
نمایان تر شدن مظلومیت شیرازی‌ها
نوشته عزیزالله قهرمانی
 
اين سياستمداران غيرتمند
نوشته محمد ايماني
 
كرزاي افغانستان را فروخت !
نوشته سعدالله زارعي


تبلیغات

راهپیمایی شیرازی ها در اعتراض به طرح اتحاد بحرین با عربستان

همبستگی با اسرای فلسطینی در غزه

تحلیل امام(ره) و رهبری بر مبنای واحدی استوار است

فتواي تنباكو در بستر فقه سياسي اسلام

مسئولان به داد فجر شهید سپاسی برسند

واکنش مجلس به طرح الحاق بحرین به عربستان

شگردهای فرقه انحرافی برای جذب دختران و زنان

هتاکی مفتی رژیم قطر به پیامبر اسلام(ص)

چرا کارگر و کارمندی بدون بیمه می ماند!؟

دوستی های خیابانی ره به ترکستان دارد

بررسي افزایش قیمت تولیدات نهایی در نتیجه نوسانات قيمت هاي مواد اوليه

بزرگمردی که در برابر «آقا» دو زانو نشست

مطالعه تحلیلی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری مصر (کاندیداهای اسلامگرا)

طرح خطرناک الحاق بحرین به عربستان

اقتصاددرشرایط تورم رکودی قرار دارد

افزایش قیمت ها باید با شیب کند اجرا می شد

آماربالای سوء مصرف الکل در برخی مناطق کشور

از مراحل ساخت جزایر مصنوعی در دبی و سکوت مسئولان ایرانی

افشای سند دروغ پراکنی BBC+ عکس

روایت نادران از ممنوع التصویر بودنش

اطلاعیه جالب یک فروشگاه لباس+عکس

زنان ایرانی کجا معتاد می شوند؟

برخورد با فساد در فضای مجازی/برگزاری پارتی های اینترنتی

مسدود کردن تلفن تبلیغ کنندگان کالا در ماهواره

جزئیات رابطه اسرائیل با فرقه رجوی

توجه به کیفیت اجناس تولیدی و بعد فرهنگی آن

غریبی اذان در دانشگاه ها

بحث داغ گراني در مجلس

چادر یا بردگی دنیای برهنگی؟

چرا کالای ایرانی را مصرف کنیم؟

بازی 6 امتیازی ایران- صهیونیسم

موج تغییرات در بخشهای مختلف مجلس

احتياط به مارپيچ نزديك مي شويد !

آموزش مسلمان‌کُشی در آمریکا

حجاب در تاريخ ملل جهان‏

دشمن تولید ملی چیست؟

غریبی اذان در دانشگاه ها!

وظيفه جهادي زنان در سال توليد ملي

واقع‌بيني در نگاه به مذاكرات بغداد

جاده صاف کنی سلطانیه برای سعید جلیلی در وین

یک نام جالب برای نیروگاه اتمی بوشهر

اعطای پناهندگی رژیم صهیونیستی به \"شاهین نجفی\"

جذب مدیر مطبوعاتی با پورسانت در روزنامه دولت!+ سند

اظهارات معاون ایرانی الاصل نتانیاهو پیرامون ایران

شهادت امام جماعت حضرت حرم رقیه(س) دمشق

مشاهده انواع بدحجابی در ادارات

درگیری 2 نماینده مجلس

تعلیق عضویت مرعشی در حزب کارگزاران

احتمال تغییر دبیرکل حزب موتلفه

مجلس نهم با تفحص از \"بورس\" استارت می‌زند + اسامی طراحان

چهارشنبه 26 بهمن 1390 - کد خبر: 864



گدائی نوری‌زاده از سعودی‌ها

نویسنده وبلاگ اسکالپل نوشت: این نامه‌ای است از یک بسیجی خاکسار به یک دشمن نه چندان دانا.


آقای نوری‌زاده!

اینکه چه نسبتی میان ما با شما برقرار است، مشخص است. ولی بگذارید از باب تذکر، آنرا در ابتدای این یادداشت یادآوری کنم. ما وارث قلم «سید شهیدان اهل قلم»، مرتضی آوینی، هستیم؛ همان بسیجی مشهوری که در جواب مقاله همکار شما «مسعود بهنود» در شماره 59 مجله «آدینه»، نوشت:

...نویسنده مقاله مزبور در طول این تحلیل تلاش کرده است که از موضعی ظاهراً طرفدار انقلاب اسلامی و نگران دستاوردهای آن، پیروزی کامل انقلاب را موکول به «برقراری نهادهای دموکراتیک و تأمین آزادی برای همه» بگرداند و برای وصول به این نتیجه، از همان آغاز، بنیان بحث را به گونه‌ای اختیار کرده که تو گویی غایت انقلاب از همان آغاز چیزی جز «برقراری ضوابط مردم گرا و تأمین آزادی مطلق از طریق نهادهای حکومتی» نبوده و آنچه حصول این نتایج را به تعویق انداخته، تحمیل یک جنگ هشت ساله است که اکنون فیصله یافته... و خوب! حالا اهل تفکر و قلم حق دارند حواله‌ای را که انقلاب به دست آنها داده – و در سال های جنگ بابت دریافت آن اصراری نکردند – اینک وصول کنند... و لابد ما هم که سخت درگیر جنگ و جانبازی بودیم باید نسبت به این آقایان و خانم‌های محترم شکرگزار باشیم که بر ما منت نهادند و حواله خود را وصول نکردند (!) و اگر نه، ما به راستی چه می‌کردیم؟ و راستش اگر ما هم بخواهیم به شیوه همین نویسنده، «فضای خالی میان سطور» را بخوانیم، باید بگوییم: این آقایان از ترس خودشان بود که در زمان جنگ طلب وصول حواله آزادی را نکردند، چرا که امکان داشت وقتی رزم آوران اسلام خود را با دو دشمن روبرو ببینند، در همان حال، محضاً لله یک آرپی‌جی جانانه هم به سمت مجله «آدینه» شلیک کنند و آن وقت «خر بیار و باقلا بار کن»!

دیدید؟ نسبت شما با ما را قلم سید مرتضی آوینی مشخص کرده! شما دشمن انقلاب اسلامی هستید و ما ضمن اینکه وارث قلم او هستیم وارث آرپی‌جی‌های جانانه رزم آوران اسلام هم هستیم! به همین دلیل این نامه (!) سلام ندارد. سلم ما، با سالمین رهبرمان و حرب‌ ما با حاربین اوست. ما همین دو روز پیش در راهپیمائی 22 بهمن شعار دادیم «سلم لمن سالمکم خامنه‌ای – حرب لمن حاربکم خامنه‌ای» تا نسبتمان با امثال شما را به شمایان یادآوری کنیم. البته شما غلط کردید که دشمن انقلاب اسلامی باشید! اگر ما بخواهیم فهرست دشمنان انقلاب اسلامی را از بعد از شهادت «سید مرتضی آوینی» آپدیت کنیم، نوبت شما برای درج در مجلدات اول تا دهم هم نمی‌رسد. متوجه هستید که؟ ما حتی اگر خواسته باشیم مزدوران دشمنان انقلاب اسلامی را فهرست کنیم باز نوبت شما کمی دیر می‌رسد. چون در آخرین آپدیت این فهرست در سال 88 ، مزدوران دشمنان انقلاب اسلامی «بیشمار» بودند! اما می‌توانیم شما را با تسامح در صدر فهرست آندسته از دشمنان انقلاب اسلامی که دچار بلاهت هستند قرار بدهیم. شما چند وقت پیش، حواستان نبود؛ سردار سپاه ما آمد و میزان بلاهت شما را به ملت ما نمایاند و برگشت و شما به اضافه MI6 انگلیس و CIA آمریکا بازی خوردید از ما. باد غرور بینی شما را خالی کردیم ما. ای والله به خودمان!

آقایان علیرضا نوری‌زاده، مسعود بهنود، احمد سلامتیان، محسن سازگارا، اکبر گنجی، حتی عطاء‌الله مهاجرانی، شما همه، به حکم قرآن کریم «مرض» دارید! اگر ما هم با شما شوخی داشته باشیم، کتاب خدا با شما شوخی ندارد؛ کتاب خدا در مورد کسانی که به دامن دشمنان اسلام، بخصوص یهود، پناه می‌برند می‌فرماید: «و تری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم». آقای نوری‌زاده! شما بعد از فرار از ایران رفتید و در دامن رادیو اسرائیل افتادید و هر روز برنامه «نامه‌های ایرانی» را تهیه کنندگی کردید. ما آمار شما را داریم! شما تحت پوشش سفر به لبنان و مطالعه وضعیت آوارگان فلسطینی در اردوگاه‌های لبنان به اسرائیل رفتید و آنجا در مورد مسائل جهان عرب و خاورمیانه تحت آموزش قرار گرفتید. تحقیق کار بدی نیست. ما نمی‌گوئیم کار بدی کردید رفتید آموزش دیدید؛ اصلا تعلیم و تعلم عبادت است! مخصوصا یادگیری زبان عربی خیلی خوب است است اما مزدور «ملک عبدالله» شدن خیلی بد است. اینرا بخاطر خودتان می‌گویم؛ ما که خوب و بد را می‌فهمیم! شما نمی‌دانید اما ما می‌دانیم که اعرابی که شما را به جشنواره میراث فرهنگی (!) عربستان سعودی دعوت می‌کنند، همان شدیدا کافرهایی هستند که حدود آنچه را که خدا بر رسول (ص) نازل کرده نمی‌دانند. «الاعراب اشد کفرا و نفاقا و اجدر ان لا یعلموا حدود ما انزل الله علی رسوله»؛ لااقل همان کارشناس و مجری و تحلیلگر غربی‌ها باشید که کمتر شدیدا کافر هستند! «سید شهیدان اهل قلم» می‌گفت: «آخرین مقاتله ما به مثابه سپاه عدالت نه با آمریکا که با اسلام آمریکائیست که اسلام آمریکائی از خود آمریکا دیرپا تر است.»

شما بعد از بازگشت از اسرائیل یک روز به حکم «عباس پهلوان» می‌شوید عضو هیأت تحریریه مجله «فردوسی» و همزمان برای «تهران مصور» و «بامشاد» قلم می‌زنید، یک روز به حکم ساواک و تشکیلات امنیتی رژیم پهلوی و اختیار عمل کاملی که «محمود جعفریان» به شما می‌دهد می‌شوید تولید کننده برنامه‌های زنده رادیو و میکروفون پخش مستقیم رادیو با اعتماد ساواک در اختیار شما قرار می‌گیرد، روز بعد به حکم «غلامحسین صالحیار» یکهو از سرویس ادبی و هنری مجلات درپیتی خارج می‌شوید و می‌شوید سردبیر سرویس سیاسی روزنامه اطلاعات تا بجای قلم زدن در حوزه شعر نو و ادبیات مدرن، برای نخست وزیری «علی امینی» قلم بزنید. بعد هم در آستانه انقلاب می‌شوید سردبیر مجله «امید ایران» و دست از تبلیغ برای «امینی» می‌کشید و می‌شوید رئیس هیأت هماهنگ کننده برنامه‌های «شاپور بختیار»!

بعد از انقلاب می‌شوید عضو فعال «حزب خلق مسلمان» و بعد از فرار به لندن می‌شوید حامی «سلمان رشدی» و به درخواست سعودی‌ها می‌شوید نویسنده «الشرق الاوسط»؛ شما حقا روی بوقلمون را سپید کرده‌اید! جای تعجب ندارد که انگلستان به چنین شخصیتی با کمال میل پناهندگی سیاسی بدهد. دقیقا به همین دلیل هم جای تعجب ندارد که سعودی‌ها شما را به جشنواره «الجنادریه» دعوت کنند تا دلالی کنید تا یکی از اعضای جریان فتنه دلارهای سعودی را به حساب «شورای هماهنگی راه سبز امید» و به کام استکبار دریافت کند تا «طی روزهای آینده، حرکتی جدی از سوی جریان متبوع یکی از عناصر راه سبز امید در داخل ایران انجام شود که قابل بهره برداری جدی سعودی‌ها در تحولات منطقه‌ای باشد»! بخش فارسی «العربیه» که راه بیفتد، «علیرضا نوری زاده» حکما سرش شلوغتر خواهد شد.

کاملا متوقع بود که بعد از وقوع انقلاب اسلامی با شروع فعالیت مطبوعاتی ِ امثال شمایان، نیش‌های زهرآگین دشمنان فرصت عمل پیدا کنند تا بر روح و جان انقلاب بنشینند. اما مؤمنین متعهدی همچون شهید «سید مرتضی آوینی» خود را ملزم به پاسخگوئی در برابر امثال شما که از تجربه کار مطبوعاتی در طول سالهای قبل از انقلاب برخوردار بودید دیدند و از سر درد نوشتند: «...هر چه هست، آنجاست که از یک سو با توجه به سابقه و تجربیاتی که غرب زدگان و روشنفکران وابسته به غرب در کار مطبوعات دارند، علی رغم قلّت عدد و عدم نفوذ و محبوبیت در میان مردم، یک باره سیل نشریاتی تازه و مخالف خوان و مقالاتی که نسبت به احیای تفکر غربی متعهد هستند عرصه فرهنگ و ادب و هنر انقلاب را مورد تهدید قرار داده‌اند و از سوی دیگر، مع الاسف، بسیاری از نشریات وابسته به سازمان‌های دولتی نیز پشت انقلاب را خالی کرده‌اند و بعضا حتی آشکارا جانب انکار گرفته‌اند. غالب اینها چهره خود را در پس نقاب دموکراسی پنهان کرده‌اند و به بهانه دفاع از آزادی‌های دموکراتیک – که علی‌الظاهر نظام جمهوری اسلامی نیز با آنها مخالفتی ندارد – تیشه هدم و نفی برداشته‌اند و به ریشه این نهال نورسته‌ای حمله‌ور شده‌اند که به سختی در برابر طوفان جنگ سیاسی و تبلیغاتی غرب استقامت می‌ورزد. وابستگان به غرب و شرق سیاسی با دو تیغه یک مقراض واحد، از درون به قطع رگ و ریشه‌های انقلابی پرداخته‌اند که از بیرون نیز در محاصره دشمنان قسم خورده‌ای است که جهان و همه امکانات مادی و فرهنگی و تبلیغاتی آن را بلعیده‌اند؛ و از آغاز نیز البته قابل پیش بینی بود که تریبون آزاد ناگزیر به دست کسانی خواهد افتاد که سالهاست در فضای مسموم فرهنگ پیش از پیروزی انقلاب بالیده‌اند، نه به دست انقلابیون کم تجربه و اهل تقوایی که قرن‌هاست تفکر آنها منکوب تبلیغات قدرت‌های حاکم بوده است.»

البته بقول آوینی عزیز مردم نسبتی با حرف‌های امثال شما ندارند و از این جهت، امید بستن اجانب در شما امید در باد بستن است. این را برای روشن شدن «یکی از اعضای راه سبز امید» گفتم که در جشنواره «الجنادریه» از ترس «رزم آوران اسلام» جرأت سبز شدن جلوی دوربین‌ها را پیدا نکرده!

انتهای پیام/




ارسال نظر
:نام
: اي ميل
: سایت
: نظر شما
: کد امنیتی